۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

نورالدین پسر ایران

بسم الله الرحمن الرحیم

بچه که بودم عاشق خاطره تعریف کردن های مدیر مدرسمون از جنگ بودیم و معمولا با فریاد خاطره...خاطره..... وادارش میکردیم که از خاطرات جنگ برامون بگه. اون خاطرات خوش و جذاب از همون سال ها تو ذهنم موند و من رو علاقمند کرد به خاطرات دفاع مقدس.

((سال 1373 یک شب خواب دیدم آقای خامنه‌ای ورقه‌هایی در دست دارد که می‌خواند و گریه می‌کند. من هم در آن اتاق بودم. کسی گفت این‌ها خاطرات یک جانباز 70 درصد است که 80 ماه در جبهه‌ها بوده و باز می‌گوید که در مورد جنگ کاری نکرده‌ام.....))

تو این دو هفته ای که کتاب نورالدین پسر ایران رو خوندم دوباره یاد خاطرات مدیر مدرسمون افتادم  به خصوص که تو سبک دفاع مقدس تا حالا خاطرات شخصی کسی رو نخونده بودم به این دلیل که زیاد هستند ولی موقعی شروع کردم هر هفتصد صفحه کتاب برام جذاب بود و واقعا زندگی کردم خوشحال شدم ، حسرت خوردم و ناراحت شدم و بعضا گریه....

احتمالا مطالعه این کتاب شروعی میشه برای خواندن بیشتری از این دست کتاب ها ( لشکر خوبان رو شروع کردم به خواندن).

همه در اطراف خودمون رزمنده ها و جانباز های زیادی رو میشناسیم که زندگیش پر از خاطرات جذاب هست که هر لحظه ممکنه با شهید شدنشون از دست بره امیدوارم این دست از کتاب ها زیاد بشه و خودم هم یه روزی بتونم از این کار ها بکنم.


نام کتاب: نورالدین پسر ایران

راوی: نورالدین عافی

به کوشش : معصومه سپهری



۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی

مصائب چابهار

بسم الله الرحمن الرحیم


امسال عید بود که سفری به شهر چابهار در استان سیستان و بلوچستان داشتم . این شهر عملا به دو قسمت تقسیم میشد که واقعا دردآور بود . منطقه آزاد چابهار و منطقه شهری و بومی نشین چابهار .

در منطقه ی آزاد هتل های لوکس و امکانات آموزشی عالی و کافه ها و قسمت بهتر دریا قرار داشت  به محض اینکه از دروازه منطقه ی آزاد خارج میشدیم انگار که وارد شهری دیگر شده باشی با خیابان های قدیمی امکانات کمتر مواجه میشدی .

با خودم فکر میکردم اصلا منطقه ی آزاد برای چی درست شده است مگر غیر اینکه وضعیت معیشتی مردم بومی نشین آن منطقه با سرمایه گذاری هایی که صورت میگیرد بهتر شود؟ البته شاید من اشتباه میکردم و اصلا فلسفه منطقه آزاد برای برخورداری امکانات  و سود بیشتر برای فلان مدیر یا فلان مشاور مقام عالی رتبه یا سرمایه دار ها بوده و ما غلط میپنداشتیم.

از اقتصاد کم میفهمم ولی میدانم در تمام دنیا منطقه ی آزاد را برای بهبود معشیت مردم بومی آن منطقه در درجه ی اول درست میکنند یعنی باید به این صورت باشد که حتما مردم بومی آن منطقه سهیم باشند در سود و زیان تجارت و هرکسی نمیتواند از آن سر کشور بلند شود و بیاید اینجا و زمینی بگیرد و تجارتی راه بیاندازد.ولی وقتی از نزدیک چابهار را نگاه میکردی با دو نوع سبک زندگی متفاوت مواجه میشدی برای مثال در منطقه بومی نشین بعضا 8 ساعت برق میرفت! اما عمرا یه ثانیه هم در منطقه آزاد بدون برق نبودی.خانه های مناطق بومی نشین کاملا سبک خود را حفظ کرده بودند ولی در منطقه آزاد هتل های فوق العاده ای بود که سرمایه خوبی را بدست می آورد حالا فرض کن فقط در یکی از این هتل ها یا مراکز آموزشی یا کافه ها و رستوران ها  مردم بومی سهام دار بودند آن وقت این سود را بر میداشتند و می آوردند سر سفره خانواده و محلشان و به مرور زمان خانه ها و مناطق بومی نشین نیز آباد میشد.

دبی و دبی نشینان که بگم خدا چیکارشون نکنه مگه چجوری اون بیابون رو تبدیل کردند به یکی از بزرگترین مراکز تجاری که گردش پول و سودی که از آن بدست می آید خیلی بیشتر از درآمد نفتی ما هست و تضمین شده هم هست نه مثل نفت که معلوم نیست هر روز چه قیمتی دارد. اون ها هم سرمایه خارجی آوردند ولی  با مشارکت بومی نشینان یعنی مثل چابهار نبود که یارو از شمال کشور از خزر خسته بشه و بیاد کنار عمان زمین بگیره و کار کنه و سود در بیاره و بفرسته شهرشون تا خانوادش استفاده کنند.

دیگه از اطراف شهر نگم که واقعا دردآور بود. کمتر از 5 دقیقه نیاز بود تا به خانه های با بلوک های سیمانی شکسته و نصفه نیمه برسی . خانه هایی که آب های آشامیدنی هم به زور داشتند دیگه برق و بقیه موارد پیشکش مشاور مقام عالی رتبه.

تا به حال تو دو سه شهری که در جنوب کشور رفته بودم به این سرعت فقر  رو ندیده بودم . کمتر از 5 دقیقه !

پ.ن: این متن رو قبلا میخواستم بفرستم که نشد تا به امروز .


۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی

رویای نیمه شب

بسم الله الرحمن الرحیم

کتاب رویای نیمه شب با سر و صدا هایی که کرده رو قصد داشتم بخرم و بخونم که خیلی اتفاقی دستم رسید و آخر هفته مطالعش کردم . نویسنده ظاهرا داستان را به دو نیت  وحدت اسلامی و  مهدویت  نوشته شده است که در قالب یک داستان درام و عاشقانه جذاب شده است . بعد از مطالعه آن نقدی خواندم که کتاب اصلا در راستای وحدت اسلامی نیست دلایلی که آورده بود : 1- دلیل واقعی دستگیری ابوراجح سب دشمنان اهل بیت بوده است  2- سند قوی ندارد. 3- از لحاظ فقهی و تاریخی منعی بابت ازدواج شیعه باسنی نیست و این مانع در کتاب خود مذاهب را از هم دور میکند.

به نظرم اینکه ابوراجح دشمنان اهل بیت را سب میکرده است را در حقیقت خود حاکم ترویج داده و در خود کتاب نیز واضح است . در مورد سند نیز اطلاعی ندارم ولی از لحاظ فقهی این امر همیشه بوده که حداقل زن شیعه با مرد سنی ازدواج نمیتواند بکند.

در هر صورت تبلیغ این دست از کتاب ها بسیار مناسب است و شنیدم که قرار است فیلم سینمایی آن هم کلید بخورد که باید بسیار جذاب باشد.


نام کتاب : رویای نیمه شب

نویسنده : حجت الاسلام مظفر سالاری

قیمت : 8500 تومان

۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۲۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی

نفحات نفت

بسم الله الرحمن الرحیم


تا به حال سه تا از کتاب های آقای امیرخانی رو خواندم و هرگز نشده ه بعد از مطالعه کتاب هاشون چیزی بهم اضافه نشه و افق جدیدی تو زندگیم برام باز نشه . واقعا کم تر نویسنده ای رو به توانایی ایشون دیدم هم تخصص لازم رو دارند و هم تعهد لازم رو.

«نفت همان دولت است و دولت همان نفت. شنیده‌ام که ستارهٔ دریایی اگر بازوش زیر سنگ گیر بیافتد، از خیر بازو می‌گذرد و آن را قطع می‌کند. اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر... دولت تا نفت دارد، خطری تهدیدش نمی‌کند! و این‌گونه، اقتصاد دولتی و مدیر سه‌لتی ساخته می‌شود.»

کتاب نفحات نفت در رابطه با مدیریت سه لتی کشور است یا به عبارت دیگر مدیریت نفتی که مدیر سه لتی رو بوجود آورده . ایشون تو این کتاب از پول مفتی که نفت برای مدیران سه لتی می آورد و باعث میشود که کار کم شود مدیر سه لتی تن پرور تربیت شود.

«خانواده‌ای هست مفلوک. کار پدر بدانجا کشیده است که مجبور است طلای مادر بفروشد تا نان سفرهٔ فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند.... به پدر چه خواهید گفت؟ بیکار؟ مفلس؟ معتاد؟ هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده‌ای باشد، تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست...»

«مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت، نه طلای مادر که خود مادر را نیز فروخته‌اند! در چنین خانواده‌ای تنها مایهٔ نجات، همت فرزندان است... از پدر کاری بر نمی‌آید.»

به قول رضا امیرخانی این کتاب نه رمان هست و نه مقاله بلکه یک اخوینی هست برای مدیر سه لتی و مدیر نفتی این کشور و برای مردمی که از نفت ارتزاق میکنند.



نام کتاب : نفحات نفت

نویسنده : رضا امیرخانی

ناشر : افق


۰۲ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۲۶ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی