۳ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

قبر گمگشته تو در دل بشکسته ی ماست

بسم الله الرحمن الرحیم

ولادت حضرت فاطمه (س) ، مادر تمام شهدای گمنام رو تبریک میگم. همچنین تبریک میگم روز مادر رو به تمامی مادران شهدا و همچنین مادر عزیز خودم که همیشه مدیونش هستم .

خیلی سخته که بچه خودت رو بفرستی جبهه و شهید بشه و حتی پیکرش هم برنگرده ولی خوشحال ترین مادر ها باید مادران شهدای گمنام باشند چون قطعا حضرت زهرا در بهشت به بهترین نحو براشون مادری میکنه ....

دنبال شهرتیم و پی اسم و رسم نام

غافل از اینکه فاطمه گمنام میخرد


#آنانکه_گمنامند_زهرایی_تبارند

#قبر_گمگشته_تو_در_دل_بشکسته_ماست

#فرزندان_روح_الله


۱۱ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۰۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی

بزارش سر طاقچه

بسم الله الرحمن الرحیم

تصمیم گرفتم تجربیات خودم رو در برخورد با نوجوان ها از این به بعد در وبلاگ بنویسم.

دوستان در حلقه دبستان در بحث قرآن ، حفظ کار میکنند ، یه مدتی چند تا جذب داشتیم به حلقه و اون ها هم باید کم کم شروع به حفظ میکردند . روال کار رو که براشون گفتیم یکی از چه ها بلند شد و گفت :"آقا ما نمیتونیم حفظ کنیم" بهش گفتیم خوب چرا؟! جوابی که بهمون داد اونقدر سنگین بود که واقعا بدجوری تا مدت ها فکرم رو مشغول کرده بود.گفت که : "آخه ما تو خونمون قرآن نداریم ، پدر و مادرم گذاشتنش تو انباری!" نمیدونستیم چی کار کنیم برای همین بحث رو عوض کردیم البته قرار بر این شد که یه قرآن بهش هدیه بدیم که برای خودش باشه.

این داستان دردناک قرآن در زندگی همه ی ما هم هست فقط فرقش اینه که اون ها گذاشتن تو انباری و ماسر طاقچه! چه فرقی میکنه اگه قراره تلاوت نشه.

حاج آقا مجتهدی میگفتن یکی از 5 نشانه بندگی تلاوت قرآن هست بخصوص در سحر.به قول حضرت آقا هرکس به اندازه توانش و وقتش قرآن روزانه بخواند.این توصیه اول به خودم بود که قراره توصیه کنم به نوجوان ها که قرآن بخوانند که شرط تاثر گذاریش عمل خودم به این حرف است.

یا علی

۱۰ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی

پسرک فلافل فروش

بسم الله الرحمن الرحیم

نزدیک 6 سال پیش کتاب سلام بر ابراهیم رو توسط یکی از دوستانم هدیه گرفتم ، شاید منم مثل خیلی های دیگه با این کتاب بود که مسیر زندگیم عوض شد.

حرف از شهید ابراهیم هادی زیاده و عرضه من کم! ولی چیزی که میخوام بگم اینه که اون زمان که میخوندم با خودم فکر میکردم کم کم دارن مادر و پدر های شهدا ، همسر های شهدا  یکی یکی از دنیا میرن و یه جورایی شاید جامعه به مشکل بخوره برای انتقال ارزش ها به نسل های بعدی... اصلا برام سوال بود مگه چقدر میشه با کتاب ها روی جامعه تاثیر گذاشت(که حرف چرتی بود) تا اینکه گذشت و ما نتونستیم حتی نزدیک ابراهیم هم بشیم ولی خیلیا بودن که این کتاب رو مثل من خوندن و بعدش پرواز کردن. بعد از قضیه داعش و ماجرای مدافعان حریم اسلام این دغدغه برام حل شد ، دیگه هم خانواده شهید داریم ، هم شهید داریم از بین رفیق هامون ، از بین کسانی که باهاشون زندگی کردیم ، مثل خودمون بودن ولی گوی سبقت رو گرفتند و رفتند. اقا هادی ذوالفقاری هم از همون جنس بود الگوش مثل خیلیا ابراهیم هادی بود . ولی تونست راهشو پیدا کنه و تو عمل ثابت کنه میشه راه ابراهیم هادی هارو ادامه داد.

بیشتر از هرچیزی کتاب پسرک فلافل فروش برام یه تلنگر بود که داره عمرت میگذره و به جایی که باید برسی نرسیدی . علی خلیلی ، محمد رضا دهقان همه ی اینا هم سن الان تو بودن که رفتن.

پیشنهاد میکنم کتاب شهید هادی ذوالفقاری شهید نسل سوم انقلاب اسلامی رو از دست ندید...

پسرک فلافل فروش شفاعتمون کن.....



۰۴ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۳۳ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمد جواد کشانی